۱۳۸۹ اسفند ۹, دوشنبه

واژن خود را پس بگیریم(درباره عضو ممنوعه زنان)



پریسا کاکایی ـ سال‌ها پیش هنگامی که می‌خواستیم از این عضو ممنوعه صحبت کنیم هیچ نامی برای آن نداشتیم.
اشارات مختلفی چون «آنجا، ناز، شرمگاه و...» همه اشاراتی بودند که مادران و خواهران‌مان در کودکی و بزرگسالی به کار می‌بردند تا ما نیز با پیروی از آن‌ها به دنیای واژه‌های مبهم بپیوندیم. شرمی که نسل به نسل منتقل شده است و هیچ انقلاب و تحولی در دنیا، آن را متاثر نمی‌کند.  حتی در سال‌های اخیر...

۱۳۸۹ بهمن ۲۰, چهارشنبه

مروری بر کتاب فاجعه خاموش بخش دوم( غیرت ،توجیه گرقتل های ناموسی)

    کتاب قتل های ناموسی  ،اثری است که به طور اینترنتی منتشر شده است .معمولا تحقیقات  و کتبی در ا که به گونه ای  با مسائل سکسی – اجتماعی پیوند خورده اند  در ایران  به دلایل امنیتی ممنوع الچاپ میگردند. واین امر مستقیما با حاکمیت سیاسی پیوند خورده است زیرا  حاکمیت  سیاسی بررسی این گونه پدیده ها را تهدید و خدشه وارد کردن به امنیت ملی و  در دسترس قرارگرفتن اطلاعات  مسائل داخلی کشور نزد بیگانگان   تلقی میکنند . این امر یکی از عواملی است که دانسته های سکسی  ما را در مورد جامعه ای که در ان زندگی میکنیم ، میکاهد .در پست قبلی به  ان بخش از  کتاب که به مصادیق قتل های ناموسی در ایران میپردازد اشاره شد.اینک  بخشی دیگررا بررسی میکنیم.
     نویسنده اثر(پروین بختیار نژاد) با تشخیص قتل های ناموسی به عنوان یک مسئله  حساس اجتماعی،  یک سال را صرف نگارش کتاب خویش میکند  و گویا این اثر تاثیر گذار را در سال1388 به پایان میرساند. وی بعد از اینکه امار های تکان  دهنده ای(رک  پست قبلی) از  وضعیت زنان ودختران جوانی که تو سط اقوام  و خانواده خویش  به نحوی به قتل رسیده اند، ارائه میدهد ، به مفاهیم غیرت و ناموس پرستی به عنوان توجیه گر قتل های ناموسی اشاره میکند. ابتدا ذیل عنوان « ناموس وغیرت توجیه کننده قتل های ناموسی» تعریفی از غیرت را به دست میدهد«واژه ناموس در فرهنگ لغات ايرانيان در همه جا مترادف و به معناي غيرت، شرف و مردانگي تعريف شده است. از آنجايي كه غيرت، شرف و مردانگي مردان هميشه ارتباط مستقيم با زنان داشته، واژه غيرت نيز در ادبيات ما ناموس پرستي تعريف شده است و منظور از ناموس، زنان خانواده اي هستند كه وابسته به مرد است. در نتيجه مردان هميشه بايد مراقب نواميس خود، بر اساس برداشت و استنباط خود از واژه غيرت و شرافت باشند..»(ص 13) سپس  ادامه میدهد« اما تفسير غيرت و شرف مردان، داستاني پر از فراز و فرود دارد. تا آنجا كه به بهانه غيور بودن، كليه حقوق فردي و انساني زنان توسط مردان ربوده مي شود البته زنان نيز در دنياي سنتي، چنين تعريفي از خود  دارند .در نتيجه آنگونه زندگي مي كنند كه مرد و هنجارهاي دنياي قديم براي او تعريف كرده اند. او در واقع خود و فرزندانش را جزء مايملك مرد مي داند و بايد طوري زندگي كند كه او مي خواهد و او مي پسندد»(ص13)
            «اين نمونه ها(قتل های ناموسی) به خوبي نشان مي دهد كه تعريف غيرت و شرافت مردان تا چه حد به بيراهه رفته است . چنانكه درخواست طلاق، پدري را بي ناموس مي كند، علاقه مندي يك پسر و دختر حتي با رعايت آداب و رسوم، غيرت برادري را جريحه دار مي كند. سوءظن به كودك 7 ساله، پدر را در كشتن كودك خود حتي به ترديد هم نمي اندازد. امتناع از ازدواج اجباري، مردان خانواده را بي ناموس مي كند و منجربه قتل دختر مي شود»(ص14)
       جالب  اینکه زنان از این غیرت مردانگی احساس غرور میکنند و من این را به حساب ناخوداگاهی زنان در جواع سنتی-دینی ،ودرحال توسعه میگذارم که هنوز فردیت رانچشیده اند ویا درک صحیحی از ان ندارند .هنوز مفهوم استقلال فردی  را برای خودشان حل نکرده اند.البته این امر خود بحث دیگری را میطلبد. که به قول معروف در این مقال نمیگنجد.
        من در یکی از نوشته های خود(زن به مثابه sex object) با مصادیق و به طور کوتاه شرح داده ام که زنان چگونه به عنوان  شی نگریسته میشوند.و این ناشی از احساس مالکیت مردان به بدن زنان است.این احساس مالکیت نیز منشعب از القائات دینی- سنتی فرهنگ جوامع است که غرور و غیرت  مردانگی  را تهییج میکند و مرد سالاری را در جامعه تثبیت مینماید.بگذریم از تفاسیر و توجیهاتی که بعضی روشنفکران دینی از متون مذهبی ارائه میدهد.
         پروین بختیاری نژاد به توزیع قتل های زنجیره ای در کشور ایران نیز اشاره کرده و و خوزستان را دارای رتبه  اول در این زمینه میداند.اگر چه این قتل ها در استان های اذربایجان غربی –شرقی، فارس،اردبیل کردستان ،ایلام،سیستان وبلوچستان،لرستان ، همدان وخراسان  هممرتبا گزارش شده اند.یکی از مسولین انتظامی بیان داشته که 40 درصد قتل ها در خوزستان ناموسی است. ترس از این قتل ها خود  عامل مساله اجتماعی  دیگری  یعنی فرار دختران از خانه میشود.



۱۳۸۹ دی ۲۹, چهارشنبه

لینک دانلود کتاب قتل های ناموسی

مروری بر کتاب قتل های ناموسی بخش اول ( نمونه هایی از قتل های ناموسی )

شيدا زن 16 ساله مريواني كه يك كودك 2ساله نيز داشت در روز 88/11/ با ضربات چاقوي برادرش مهدي در خيابان جان سپرد. او كه همسري معتاد داشت، در حال حرف زدن با مردي در خيابان توسط     برادرش به قتل رسيد.
مردي به علت سوءظن به همسرش او را پس از 29 سال زندگي مشترك دربرابر ديدگان فرزندانش به قتل رساند.
در پاييز سال 81 ، خانواده اي در خوزستان در كيف دختر خود كارت تبريكي بدون امضاء يافتند. دختر توسط عمويش به قتل رسيد و خانواده آن دختر قاتل را بخشيدند.
سعيده دختر 14 ساله بلوچستاني به دليل شك پدر به او، به وسيله پدر، برادر ودوستان برادرش سنگسار
شد و به قتل رسيد.
دلبر خسروي، دختر 17 ساله اي در دهي نزديكي مريوان، به دليل داشتن قصد طلاق از همسر ناخواسته و اجباري خود، توسط پدرش سر بريده شد.
مردي 46 ساله اي همسر صيغه اي و نوجوانش را كه 15 سال بيشتر نداشت به دليل سوءظن با ضربات چاقو مجروح كرد و مردي كه در خيابان در حال حرف زدن با او بود را با ضربات چاقو به قتل رساند. شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران با اين استدلال كه او با تصور مهدور الدم بودن مقتول وي را كشته است، رأي خود را صادر و او را به پرداخت ديه محكوم كرد.1
در لرستان ليلا به دليل سرباز زدن از ازدواج اجباري با پسر عمويش مجبور شد كه با پسر مورد علاقه اش فرار كند. وي بعد از دستگيري توسط برادران و پسر عمويش به درختي بسته و به آتش كشيده شد.
در دزفول، جاسم كه خود داراي سه زن بوده دختر 15 ساله اش را به دليل اينكه فكر مي كرد عمويش به او تجاوز كرده، سر بريد. باز در دزفول، مردي با سوءظن به همسر دومش و با ادعاي اينكه پسرش
F متعلق به او نيست، سر وي و فرزند 7 ساله اش را بريد.
در تربت جام، مردي با همدستي برادر و پسرعمويش، خواهر جوان خود را كشته و در چاه مخروبه اي دفن كرد. وي پس از يك ماه با مراجعه به كلانتري خود را به پليس معرفي كرد و دليل اين قتل را بي حيثيت شدن خانواده اش اعلام نمود.
« شنو فرهادي » در سقز به دليل امتنا ع از ازدواج اجباري به دست برادرش کشته شد.  
« فرشته نجاتي » كه 18 سال از شوهرش كوچك تر بود و به قصد طلاق به خانه پدري اش باز گشته بود، به اتهام رابطه با مردي ديگر و بر اساس يك اتهام واهي و اثبات نشده، توسط پدرش سر بريده شد.
خدیجه نیز زن جوانی است که با اتهام های واهی شوهر معتادش روبرو میشود. سپس يكي از عموها دستان او را مي گيرد و عموي ديگر با كارد ميوه خوري شروع به بريدن گردن او مي كند.خديجه، از اين جنايت جان سالم بدر برد. او مي گويد: هر قدر به عموها ي م التماس مي كردم، يكي از عموهايم فرياد مي زد بگو با كدام مرد ر ابطه داري كه شوهرت فهميده. وقتي به آنها مي گفتم : اين حرف دروغ است و من هميشه مطيع شوهرم بودم، او بيشتر فرياد مي كشيد. وقتي عمويم با چاقوي ميوه خوري ذره ذره گلويم را مي بريد احساس مي كردم كه آرام آرام روح از بدنم خارج مي شود، حتي حنجره و تارهاي صوتي ام بريده شد ولي بدنم هنوز حس داشت تا شعاع يك متري ام خون ريخته شده بود...